Payam,e Nur
فرهنگ و هنر در خدمت جامعه - 7
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گوشه هائی از خورده فرهنگ های ایرانی
نقاشى روائى يك سنت مانوى است.مانى كه ميدانست طبقات پائين جامعه ساسانى بكلى از نعمت سواد محرومند پيروان خود را به نقاشى تعليماتش واداشت تا به اقصى نقاط آن امپراطورى سفر كنند و آموزش هاى او را به مردم بياموزند. ادامه اين سنت البته شكل و شمايل اسلامى پيدا كرد چون اكثريت مردم بيسواد ماندند و "علم" نزد خواص باقى ماند خوبست دوستانى كه راجع به هنر "اسلامى" بخصوص نوع "شيعى" آن توجه دارند سرى هم به زمان هاى ماقبل آن بزنند شايد به موارد پر معناترى از تاريخ خود پى برند.
در مورد زمانِ رواییِ رخدادهایِ یک مجلسِ نقاشییِ قهوهخانهای و ارتباطش با زمانِ روایتِ شفاهی، در آنگونه از نقالی که به پردهخوانی یا شمایلگردانی معروف است، دانستنِ نکتهای بسیار مهم است. و آن اینکه در پردهخوانی یا شمایلگردانی، «مجلس» را بر پردهیِ مستطیلِ بزرگی میکشیدند و در ابتدایِ پردهخوانی معمولا این پرده را لوله کرده، به طوری که تنها یک سرِ آن دیده میشد و نقال در حینِ روایت و به تناسبِ پیشرفتِ داستان، پرده را اندک-اندک میگشود. بنابراین ترکیبِ اجزایِ تصویر (کمپوزیسیون) تابعِ زمانِ روایتِ شفاهیست در این پردهها و فرق دارد با آن گونه از مجالسِ نقاشی که برایِ نقالی به کار نمیرفت و فقط محض آویختن به دیوار بود. شیوهیِ نگارگری در هر دویِ این نقاشیها البته یکیست؛ همان سبکِ قهوهخانه. رابطة زمان و کمپوزیسیون در نقاشییِ قهوهخانهای بر حسبِ کارکردِ آن میتواند کاملاً متفاوت باشد نکته دیگر در موردِ زمان در این نقاشیها، فهمِ نقاش و راوی از خودِ «زمان» است.
هر یک از این پردهها را یک «مجلس» میخوانند و عنصرِ زمان در یک «مجلس»، زمانیست «کلی» بر اساسِ تاویلِ کیهانشناسی سنتی نقاش از هستیْ که همهیِ وقایعِ [به ضعم و فهمِ نقاش] وابسته به یک رویداد را در یک پرده مینگارد. مثلاً در پردههایِ مفصل و پُر از جزئیاتِ واقعهیِ عاشورا، «مجلس» شامل است بر داستان آدم و حوا و واقعهیِ کربلا بگیر تا خونخواهییِ مختار و حتا کیفر اشقیا در جهنم؛ در آخرزمان. چرا که همهیِ این رویدادها گوشههایِ یک رویدادِ بزرگترند: خلقت و مرکز آن مظلومیتِ امام حسین! این گونه فهمِ زمان و تجلییِ تصویری آن در نگارگری را در دیگر گونههایِ هنری سنتییِ ایرانی نیز میتوان دی نقاشی قهوه خانه نوعی نقاشی روایی رنگ روغنی با مضمونهای رزمی، مذهبی و بزمی است که در دوران جنبش مشروطیت بر اساس سنتهای هنر مردمی و دینی و با اثرپذیری از نقاشی طبیعت گرایانه مرسوم آن زمان، به دست هنرمندانی مکتب ندیده پدیدار شد. خاستگاه و زمینه ساز این هنر نقاشی، سنت کهن قصه خوانی و مرثیه سرائی و تعزیه خوانی در ایران بوده است و پیشینه اش به قرنها پبش از پدید آمدن قهوه خانه می رسد.
نقاشي قهوه خانه پديده اي نوظهور در تاريخ نقاشي اين ديار بود كه همراه با حفظ تمامي ارزشهاي منطقي هنر مذهبي و سنتي ايران، به ضرورت نياز و خواست مردم مردمي كه در راستاي گذر زمان، يلان و آزادگان شاهنامه حكيم توس را از خيال به نقش مي طلبيدند، تا مگر در همدلي و مونسي با راستان و پهلوانان شاهنامه، غرور ملي از كف رفته خويش را باز يابند و رستمي را طلب مي كردند تا مگر بيايد و داد از بيدادگران زمانه شان بگيرد.
در چنين روزگاري بود كه هنرمندان بي ادعا، مقابل ديوار قهوه خانه ها و در ايوان حسينيه ها و تكيه ها و بر سكوي گود زورخانه ها نشستند و گوش به سخن نقالان دادند و چشم در چشم مداحان دوختند، رنگها را ساييدند و كاسه هاي سفالي و شكسته شان را پر از رنگ كردند، هر چه را كه شنيدند و در دل داشتند بر تن ديوار و بوم نقش زدند، نقشي تنها به مدد خيالشان و خيالي به گستره و وسعت تمامي قصه اما تحول نقاشي ايراني به مفهوم و معيار امروزي اش، جدا از عرفان هنر تذهيب، سواي افسون و اعجاز نقشهاي پر رنگ و زيباي كاشيكاري و ساير هنرهاي بومي و سنتي، بدان هنگام شكل مي پذيرد كه با افسانه هاي ملي و بومي پيوند مي خورد.
انديشه عالمانه حكيم توس، فردوسي بزرگوار، نقشي اساسي و كار ساز دارد. چه نقاشان با ذوق به مدد حكايات شاهنامه و با به تصوير درآوردن آنها، به سهم و توان خويش، بر حفظ و نگهداشت ميراث پر بار فرهنگ ايراني اداي دين مي كنند.
سواي استمرار و ادامه حيات هنر اسلامي و سنتي ايران به همت و عشق هنرمندان شيفته در اين زمان، تولد و تبلور هنر جمعي از نقاشان گمنام و بي ادعاي كوچه و بازار تحت نام و عنوان شمايل نگاران و پرده كشان .
نقاشی قهوه خانه را ار لحاظ موضوع کلی آنها می توان به دو دسته تقسیم کرد: نقاشی های مذهبی و نقاشی های غیر مذهبی. نقاشی های مذهبی مجموعه ای از چهره های پیشوایان و بزرگان دین و مذهب و صحنه هایی از جنگ ها و نبردهای معروف و وقایع کربلا را در بر می گیرد. نقاشی های غیر مذهبی مجموعه ای بزرگ از داستان های رزمی و بزمی ایرانی را شامل می شود که حاوی رخداد ها افسانه ای، حماسی، تارخی و چهره هایی از شاهان و قهرمانان شاهنامه و صحنه هایی از میدان های نبرد و عرصه های عشق ورزی و دلدادگی قهرمانان و بزم گاه های پادشاهان است.حسین قوللر آقاسی، فرزند استاد علی رضا نقش انداز کاشی و پارچه و محمد مدبر از پیشکسوتان نقاشی قهوه خانه ای به شمار می آیند. پس از قوللر آقاسی و مدبر، شاگردانشان مانند فتح الله آقاسی، عباس بلوکی فر، حسن اسماعیل زاده و حسین همدانی راه استادانشان را ادامه دادند. در زیر با تعدادی از این هنرمندان آشنا می شوید:
این مقاله تحقیقی ادامه دارد ، دنباله در شماره آتی .
____________________________________
منابع :
نقاشی قهوه خانه - هادی سیف - موزه رضا عباسی
قهوه خانه های ایران - علی بلوکباشی- دفتر پژوهشهای فرهنگی
زندگی شما ، بازتاب کامل اعتقادات شماست.
